![]() |
![]() |
|
| آثار موسیقیدان اسطوره ای سیاوش قمیشی |
|
سلامی دوباره... ببخشید از این که مدتی طولانی اپدیت نکردم !!! راستش تو این مدت اصلا وقت نداشتم در ضمن سال نو هم به همه ی شما تبریک میگم و اما از سیاوش قمیشی چه خبر؟ دنبال خودت نگرد لای برگای کتابا دنبال خودت نگرد تو غبارا تو سرابا دنبال خودت نگرد گم نکن خودت رو تو دنیای تردید و دروغ ریز آوار نقابا دنبال خودت نگرد ... درسته این سروده ییغما گلرویی و همون کار جدید سیاوش قمیشی که يازده فوريه 2006 يعني شنبه 22 بهمن ماه در آمفي تئاتر گيبسون ( GIBSON AMPHTHEATRE ) بصورت هارد راک با اون گروه راک به قول خود سیاوش "خوشگلش " اجرا شد که میره در آلبوم بعدی سیاوش و به احتمال زیاد تنظیم الن روشه.در اين كنسرت غير از سياوش قميشي كه يكي از خواننده هاي پرطرفدار ايراني است آرش و دي جي عليگيتور هم حضور داشتند . وجود اين سه هنرمند حكايت از آن دارد كه اين شب يك شب پر شور و پرانرژي بوده است . برگزاري كنسرت سياوش قميشي در كنار آرش و دي جي عليگيتور نشان مي دهد كه اين هنرمند يك هنرمند جوان پسند است و با اينكه طرفداران او لزوما جوان نيستند اما جوانان استقبال بسيار ويژه اي از او دارند ، كسي كه شايد حدود چهل سال با آنها تفاوت سني دارد . لینک دانلود ریز رو در اختیارتون می دارم. این هم توضیحات سیاوش درمصاحبه با رادیو امریکا در مورد این آهنگ و آلبوم جدید :"می تونی از آلبوم بعدیت بگی ؟ ما باید منتظر چی باشیم ؟ نمیدونم من شروع کردم یه شعر از یغما گلرویی دارم که خیلی دوسش دارم و میگه « لای برگای کتابا دنبال خودت نگرد » « تو غبارا ، تو سرابا دنبال خودت نگرد » و میگه اونجایی که باید خودتو پیدا کن و آخر ترانه میگه که « توئی که تن میدی به هر نقابی که مُده ، توئی » توئی که هر نقابی که مُده این روزا میزنی توئی ، خودتو پیدا کن و سعی کن که « گم نکن خودت رو تو دنیای تردید و دروغ » و بازم اجتماعیه بازم خوبه . خط همین خواهد بود و خط همون تصور کن ها و می بینم که جوونا گوش میدن و متوجه میشن ، با ای میل هاشون بهم میگن که اثر میذاره روشون . من گوش میدم موسیقی روز رو هر چی هست هر چی که دوست دارم از موسیقی روز . ریتم های جدید که میاد و تکنولوژی جدید میاد من سعی می کنم خیلی آپدیت باشم و اون کارا رو انجام بدم . اینه که ممکنه . رنگ ها یه خرده متفاوت بشه اما مسائل همون جوری میمونه . آدم باید دنبال خودش تو صفحات کتابا نگرده . تو دنبال خودت کجا می گردی ؟ توی خودم . صفحات کتاب میتونه کمکی باشه ، اطلاعات من باشه ، تجربیات من باشه از اون چیزی که خوندم و هضم کردم و قبول کردم ولی آدم خودشو پیدا نمیکنه . چیزهای دیگه پیدا میکنه . خودش رو فقط توی خودش پیدا میکنه ." (شنبه شب گذشته ۲۱/آوریل/ ۲۰۰۶) این هم اصل مصاحبه که میتونید در سه قسمت اون رو بدون فیلتر دانلودش کنید: دانلود مصاحبه ی سیاوش قمیشی با رادیو آمریکا قسمت اول ( صوتی - بدون فیلتر ) دانلود مصاحبه ی سیاوش قمیشی با رادیو آمریکا قسمت دوم ( صوتی - بدون فیلتر ) دانلود مصاحبه ی سیاوش قمیشی با رادیو آمریکا قسمت سوم ( صوتی- بدون فیلتر ) بعد از این کنسرت سیاوش قمیشی کنسرت های دیگه ای هم داشت : كنسرت دوبي 23 مارس : کنسرت کلن 25 مارس:کنسرت لندن 27 مارس و کنسرت واشنگتن 15 آوريل که اگه تونستم یه سری دوباره بهشون میزنم. اما خبر دیگه این طرح حضور سیاوش قمیشی در ایرانه که خیلی وبلاگ ها رو تکون داد.(از جمله سیاوش موزیک رو که خودشون این طرح رو ریختند و نسبتا خبرهای رضایت بشی رو ارائه دادند) به نظر کار جالب و عالیه :" سیاوش قمیشی میاد ایران و دیگه می تونیم راحت ببینیمش و مردم بیشتر بشناسن این موسیقیدان عالی رو دیگه قند تو دلمون آب میشه!!!!" عده ای از وبلاگ نویسان هم حمایت خودشون رو اعلام کردند و عده ای دیگه هم استقبال کردندو ظاهرا شخص سیاوش قمیشی هم ۱۰۰٪ مخالفت نکرده و دل این عده رو نشکسته. فکر کنید وخودتون رو جای سیاوش قمیشی بذارید شخصی کاملا احساساتی که حدود ۲۵ سال یا بیشتر دور از وطنش زندگی کرده و سوخته و ساخته که نه تو اون چهارده سالی که انگليس بوده ، انگليسی شده و نه تو اين بيست و شش سال آمريکا ، آمريکايی هنوز یک ایرانی اصیل باقی مونده که دل هیچکی مثل اون غربت اونجا رو نداره و از غم ویرونی خونش روزی صد دفعه نمیره و... وگاهی وقتا هم دلش خیلی برای شمال و ماسوله و جواهرده تنگ میشه!!! خیلی سخته که طاقت بیاری!! شاید از روی احساسات منطق رو کنار بذاری ودلو به دریا بزنی و بخوای برگردی ایران و عده ای!! هم ازت طرفداری کنند ....... اما تو این مملکت آیا میشه بازم همون سیاوش قمیشی رو دید؟؟؟؟!!!!!! مدتی پیش در وبلاگ دوستان عزیز ، امید ووحید متنی رو خوندم از شخص انتی هیستامین! که بسیار عالی مسئله را روشن کرده بودند که با هم قسمتی از آن را میخوانیم: " با سلام و خسته نباشید.روی سخنم با دوستان عزیزی است که طرح حضور سیاوش قمیشی در ایران را مطرح و دنبال می کنند. نفس کار زیباست. شاید برای یک هنرمند میهن دوست در دیار غریب به پایان رساندن غم غربت و پایان دردِ دوری از "هوای خونه" هیچ ارج نهادن و اجری بالاتر نتوان متصور شد. به عنوان یک طرح نمادین از آن استقبال می کنم و حمایت معنوی خود را از آن اعلام می کنم. اما از لحاظ اجرایی شاید طراحان و پیگیری کنندگان این طرح، مسائلی را فراموش کرده و یا خود را به فراموشی زده اند! شاید فراموش کردهاند که اینجا "ایران" است و "از هیچ رو" با هیچ تکه ای از این کره خاکی قابل مقایسه نیست. گویا فراموش کرده اند در این مملکت بر سر هنر و هنرمند چه ها که نیاورده اند و نمیآورند... برخی هنرمندان متعهدی که در وطنشان ماندند، جز خون دل خوردن و نهایتا مرگی حزن انگیز، پایان خوشی نداشتند. غم خانه نشینی "فرهاد" و ممنوع الصدا شدنش دردی بر دل او نهاد که شاید بارها او را حسرتنشینِ "رفتن" کرد. کاش مزارش را که غریبانه در تپهای دور از همه کینه توزان و زندانبانانش آرام گرفته است دیده باشید. کم نیستند این فرهاد ها و فریدون ها. اگر بخواهیم پایههای دیگر هنر متعهد را بر آنها بیافزاییم باید از بزرگان ترانه یاد کنیم. آنها که گاه بردن نامشان هم جرم است! هرچند (سوء) استفاده از هنر این بزرگان، در برخی موارد خاص مثل تبلیغات ریاست جمهوری برای کسب رأی ملت هرگز مجرمانه نیست!!! چون كمتر كسی متوجه میشود كه موزیك متن فیلم تبلیغاتی آقای احمدی نژاد در قسمتی كه پیروزمندانه نماهایی از خانه مجلل شهردار سابق را به تصویر می كشد، همان نوای آشنای آهنگ Faces in Stone از تنها آلبوم بی كلام سیاوش (City Of The Sun) است .... . شاملوها و مشیری ها و اخوان ثالث ها و... همه و همه غریبانه ماندند و دردمندانه رفتند... اما آنها که در وطن ماندند و (هنوز) زنده ماندهاند... از کوروش یغمایی معترض بگویم یا بابک بیات بیبال و پر؟ یا از مثنوی هفتاد من کاغذ گوشه نشینیها و فسردگی و خاموشی آنها...؟؟؟ ... و حتی از استاد شجريان، ستون گرانمايه موسيقی اصيل كشورمان بگويم كه تنها وقوع فاجعه بم سبب شد سكوت اعتراض آميز خود را در برگزاری كنسرت در داخل كشور بشكند .... اگر قمیشیها، قنبریها، جنتی عطائیها، سرفرازها، فردمنشها و ... در غربت ماندهاند و بر سر تعهدشان نیز. ما چه کنیم؟ مغرورانه به غم غربتشان غم عزلت نیز بیافزاییم؟؟؟ دوستان عزیزم... فراموش نکنید که اینجا "ایران" است و اگرچه مرزیست پر گهر؛ اما بهتر آنکه این گوهرهای درخشان را دور از این مرز "نگهداری" کنیم و "دردمندشان" نکنیم و دردشان را "نخواهیم". راه دور نمیروم... شخصا مرورگر مثال زیر بودهام: در این مرز پر گهر شرکت پست جمهوری اسلامی ایران، بنا به "قانون" و با "تفسیر" وزارت ارشاد، اجازه ورود آلبوم زيبا و هنرمندانه سیاوش عزیز - که از آن سوی آبها بر اساس محبت یک هموطن برای استفاده شخصی وارد ایران شده است - را نمیدهد. در خوشبینانه ترین حالت اگر محکوم نشوید که چرا برایتان یک CD مبتذل (!!!؟؟؟) و غیرمجاز (!؟) ارسال شده است، به شرکت پست احضار می شوید و حکمتان اینگونه انشاء می شود که پیوستِ توقیف یک حلقه CD غیر مجاز "روزهای بیخاطره" را پی نوشت نمائید که " خواستار مخدوش و معدوم شدن یک حلقه CD غیرمجاز ارسالی برای اینجانب هستم" ... و این است سرنوشت ورود یک اثر هنری به مرز پر گهر! اثری که در آن جز نوازشهای هنرمندانه ای از صلح و دوستی و درد غربت و درد اجتماع و درد عشق و درد بشری، هیچ چیز مبتذل دیگری (!!!؟؟؟) شنیده نمیشود؛ حتی صدای زن! ( نمی دانم که باید ساعتها و نشست و تفکر نمود، یا فقط گریست که در مملکت من صدای زن ممنوع است... و آيا تصوير يك ساز موسيقی اينقدر كريه است كه هيچ نشانی از آن در سيمای جمهوری اسلامی نيست !!) این نحوه برخورد با یک آلبوم ضبط شده است. واقعاً چه امیدی میرود که سیاوش در سرزمين مادری خود خانهنشین نشود؟ چه تضمینی میدهید که سیاوش در وطن بر اساس خواست "آقایان" بنوازد و بخواند؟؟؟ به فرض محال شما در آخرین نقطه اجرای این طرح زیبا، باید با شخصی با نام "صفار هرندی" مصالحه نمایید. "وزیر محترم ارشاد" نمی دانم تا چه حد وی را می شناسید، اما من با خواندن مقالههایی که به قلم او در روزنامه کیهان "فرسوده" شدند، "بزرگ" شدهام. سفاک مرتجعی که امید به صلاحش نمی رود... که در ارتجاع و قرائت خشک از دین "بینظیر" است... زیاده نمیگویم. آخرین دستور ایشان در سلاخی موسیقی پاپ آن هم از نوع وطنی را طی یک خبر معمول (مثل خیلی خبرهای معمول دیگر!) بخوانید: {به دلیل استفاده از آهنگهای ضد ارزشی و بیمحتوا درتهیه آلبومهای موسیقی برخی از خوانندگان، تهیه و تولید هرگونه موسیقی پاپ از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ممنوع اعلام شد .} مهراج محمدی، خواننده موسیقی پاپ که آثار قابل توجهی از او در تلویزیون پخش شده گفت: به دلیل استفاده برخی از خوانندگان این نوع موسیقی از آهنگهای مبتذل، ضد ارزشی و بیمحتوا، تولید و تهیه هرگونه آلبوم و برگزاری کنسرت از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ممنوع اعلام شد. وی افزود: از دو سه سال پیش تاکنون برخی ازخوانندگان که به جای استفاده از اشعار ارزشی آهنگهای مناسب اجتماعی درتنظیم و تهیه آلبوم از شعرهای بیمحتوا و غیر ارزشی آهنگهای غیر اخلاقی که بیشتر شبیه کارهای خوانندگان لس آنجلسی بوده، استفاده می کردند آن آلبومها را در اختیار بازار موسیقی قرار میدادند که همین کارها، باعث لغو مجوزهای برخی از خوانندگان موسیقی پاپ برای تهیه آلبوم و برگزاری کنسرت از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد. } منبع : باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران در این مرز پرگهر با مقوله "نازک" هنر نیز به مثابه یک پادگان نظامی برخورد می شود! " تشویق یک نفر، تنبیه همه..." باز فرض محال بگیرید که طرحتان به ثمر بنشیند و سیاوش عزیز در وطنش باشد، طبق این "ابلاغیه" این گونه تصور کنید که سیاوش عزیز، به زندگی در وطنش "تبعید" میشود و با "تعهد" عدم اقدام بر علیه امنیت ملی (!) حق دیدار خویشاوندانش در ایران را دارد...! احتمالا تا کنون، گاه و بیگاه شاهد چهره و یا موفق به شنیدن صدای چهره هایی در رادیو و تلویزیون وطنی بودید که مجازند(!)، اما آلبوم های غیرمجاز(!) متعددی را روانه بازار کرده اند...! حتما با رضا صادقی و محسن چاوشی و حامد هاکان و ... در این ایام آشنا شده اید. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...!" من هم از آنتی هیستامین و وبلاگ امید و وحید و همچنین سیاوش موزیک کمال تشکر را دارم چون فکر میکنم چیزی را از قلم ننداخت ونقطه ی گنگی به جا نماند. سیاوش قمیشی هم خودش حتما مسائل را بهتر درک می کند که موافقت کرده در حالی که در بعد از ۲۸ سال زندگی در لس انجلس تصمیم به ترک مکان به اروپا رو دارد .همچنین بادمون نره سیاوش در BBCچی گفت : "من تمام اين مدت نشستم اينجا که ببينم کی بر می گردم ايران! من نه اون چهارده سال انگليس ، انگليسی شدم و نه اين بيست و شش سال آمريکا ، آمريکايی! تصميم من نيست ، مسائل بايد جوری باشه که من بتونم راحت و آسوده ، بدون دغدغه تو ايران کار بکنم. کارم يعنی خوندن ، هم برای CD ها و آلبومها و هم برای کنسرتها. بتونم راحت موسيقی بسازم و راحت کار کنم. مردم من ، ملت ايران و اونهايی که من رو دوست دارند ، من رو تائيد کردند و ديگه احتياجی به تائيد هيچ نوع منشاء و دستگاه و تشکيلاتی ندارم. در نتيجه اگر بگذارند همينجوری که مردم من رو می خواهند باشم ، حتماً فردا می روم ايران! ـ هنوز نشده؟ـ من فکر نمیکنم"به نظر من هم سیاوش بهتره فعلا برنگرده چون اگه برگرده ایران باید یه نقاب بزرگ به صورتش بزنه ودیگه آیا میشه اون سیاوش رو دید؟؟!!! پس همون بهتر که برامون بخونه از اون ور دیوار ............ هر جای گریه که هستی خاطره هاتو نگهدار ... یا بخونه برامون از عشق تا که فردا رو بینیم ..... وگهگاهی هم نوای خسته شدم رو ...... و از پشت قاب شیشهای شهرشو در آغوش بگیره.......تا فقط ما نو بهارو نبریم از یاد ....شاید هم زیبایی عشق به نرسیدن باشه !!!!من و مزرعه یه عمره چشم براه یه بهاریم زیر شلاق زمستون ضربه هارو می شماریم . .. ... ... ... ... ... ... ... ... .. ـــ |
|
+ نوشته شده در
2006/4/24 نویسنده ILIA |
|
|
آغاز یک نگاه با من باش یاد گذشته شاد باد |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1385 اردیبهشت 1385 بهمن 1384 دی 1384 |
|
RSS
|